Home
Categories
EXPLORE
True Crime
Comedy
Society & Culture
Business
Sports
History
Music
About Us
Contact Us
Copyright
© 2024 PodJoint
00:00 / 00:00
Sign in

or

Don't have an account?
Sign up
Forgot password
https://is1-ssl.mzstatic.com/image/thumb/Podcasts211/v4/ba/8d/a6/ba8da6cc-c4ee-06b7-4f11-b55397ab14c2/mza_3152765189872210090.jpg/600x600bb.jpg
شاهنامه شنیدنی .Whispers of the Shahnameh
parsiadab شاهنامه خوانی
91 episodes
1 week ago
با خواندن و گزارش از سیروس ملکی With reading and narration by Sirus Maleki
Show more...
Books
Arts
RSS
All content for شاهنامه شنیدنی .Whispers of the Shahnameh is the property of parsiadab شاهنامه خوانی and is served directly from their servers with no modification, redirects, or rehosting. The podcast is not affiliated with or endorsed by Podjoint in any way.
با خواندن و گزارش از سیروس ملکی With reading and narration by Sirus Maleki
Show more...
Books
Arts
https://d3t3ozftmdmh3i.cloudfront.net/staging/podcast_uploaded_episode/40982509/40982509-1766300324632-87254e9748ca9.jpg
شاهنامه فردوسی: اسکندر، خضر و روبرو شدن با درخت سخنگو (درختِ گویایِ نر و ماده) انجمن ایرانشهر۱۱۱
شاهنامه شنیدنی .Whispers of the Shahnameh
45 minutes 29 seconds
2 weeks ago
شاهنامه فردوسی: اسکندر، خضر و روبرو شدن با درخت سخنگو (درختِ گویایِ نر و ماده) انجمن ایرانشهر۱۱۱


​‪@adabparsi365‬ در صدویازدهمین نشست شاهنامه‌خوانی انجمن ایرانشهر (۲۳ آذر ۱۴۰۴)، ادامه داستان‌های شگفت‌انگیز اسکندر در شاهنامه فردوسی را پی می‌گیریم. در این بخش، اسکندر در جستجوی جاودانگی راهی سرزمین ظلمات می‌شود تا «آب حیات» (آب حیوان) را بیابد، اما این خضر است که به این راز دست می‌یابد.همچنین در این نشست به ماجرای عجیب قوم یأجوج و مأجوج و ساختن سد معروف اسکندر برای جلوگیری از هجوم آن‌ها می‌پردازیم و نمادشناسی این داستان‌ها، از جمله «درخت سخنگو» و مفهوم حسرت و مرگ را بررسی می‌کنیم. در این گفتار، آقای ملکی ما را از میدان‌های نبرد و فتوحات نظامی دور کرده و به تاریک‌ترین و مرموزترین بخش از سفر اسکندر در شاهنامه می‌برد. اسکندر که جهان را به زیر فرمان خود درآورده، اکنون به روایت آقای ملکی، به دنبال تسخیر چیزی فراتر از زمین است: مرگ. او با شنیدن راز «آب حیات» از زبانی پیری خردمند، سفری پرخطر را به سوی «ظلمات» آغاز می‌کند؛ جایی که خورشید غروب می‌کند و هرگز طلوع نمی‌کند.نکات کلیدی در تحلیل آقای ملکی:همسفر مرموز و نقش خضر: آقای ملکی به نقش کلیدی خضر نبی به عنوان راهنما اشاره می‌کند و تقابل خرد معنوی او را در برابر جاه‌طلبی دنیوی اسکندر تشریح می‌نماید. چنان‌که در ادبیات ما نیز بر این همراهی تأکید شده است:۱ قطع این مرحله بی همرهی خضر مکن | ظلمات است بترس از خطر گمراهی ۱دو راهی سرنوشت: در روایت آقای ملکی می‌شنویم که چگونه در دل تاریکی مطلق، مسیر خضر و اسکندر جدا می‌شود. خضر به چشمه می‌رسد، تن می‌شوید و جاودانه می‌شود؛ اما اسکندر، با تمام سپاه و مهره‌های درخشانش، راه را گم می‌کند. آقای ملکی این رویداد را نمادی از برتری «بصیرت درونی» بر «قدرت بیرونی» می‌دانند.ملاقات با فرشته مرگ: نکتهٔ تکان‌دهنده‌ای که در این بحث مطرح می‌شود، رویارویی اسکندر با اسرافیل است. به جای آب زندگی، اسکندر با فرشته‌ای روبرو می‌شود که صور در دست، منتظر پایان جهان است و با فریادی سهمگین، پوچیِ آرزوی جاودانگی جسمانی را به اسکندر نهیب می‌زند.حکایت سنگ‌های پشیمانی: آقای ملکی با بیانی شیرین، تمثیل «سنگ‌های پشیمانی» را بازگو می‌کنند. سپاهیان در تاریکی با ندایی غیبی روبرو می‌شوند که می‌گوید از سنگ‌های زیر پایتان بردارید، اما چه بردارید و چه برندارید، پشیمان خواهید شد! وقتی به روشنایی می‌رسند، می‌بینند سنگ‌ها جواهر بوده‌اند؛ آنان که برنداشتند پشیمانند و آنان که برداشتند، حسرت می‌خورند که چرا بیشتر برنداشتند. این حکایت، استعاره‌ای عمیق از فرصت‌های محدود زندگی است.از جاودانگی فردی تا مسئولیت مدنی (سد سکندر): در نهایت، آقای ملکی توضیح می‌دهند که چگونه اسکندر پس از شکست در کسب عمر ابدی، با ساختن سدی عظیم در برابر یأجوج و مأجوج، مسیرش را تغییر می‌دهد. او می‌آموزد که به جای «عمر جاوید»، باید با خدمت به خلق و ایجاد امنیت، «نام جاوید» از خود به یادگار بگذارد.سد سکندر و مقابله با یأجوج و مأجوج اسکندر به شهری می‌رسد که مردمانش از هجوم قومی وحشی به نام «یأجوج و مأجوج» در امان نیستند. این موجودات این‌گونه توصیف شده‌اند:• ظاهر: چهره‌ای چون شیر، زبانی سیاه، چشمانی چون خون، دندان‌هایی چون گراز، و بدنی پر از موی سیاه.• ویژگی فیزیکی: گوش‌هایی بسیار بزرگ دارند که یکی را بستر و دیگری را لحاف خود می‌کنند.• تولید مثل: هر ماده از آن‌ها هزار بچه می‌زاید.• عادات: با آمدن بهار و طوفان‌های دریایی (تنین) به سرزمین‌ها هجوم می‌آورند. ابتدا از موجودات دریایی و سپس از گیاهان تغذیه می‌کنند. صدایشان در زمستان نازک و در بهار کلفت می‌شود.ساخت سدمردم شهر از اسکندر برای رهایی از این قوم کمک می‌خواهند. اسکندر با این شرط که گنج و هزینه از او باشد و کار و رنج از مردم، ساخت سدی عظیم را آغاز می‌کند.• مصالح: آهن، روی، مس، سرب، گچ، سنگ، هیزم، گوگرد، نفت، روغن و حتی گوهرهای قیمتی.• فرآیند ساخت: اسکندر فیلسوفان و استادکاران را گرد می‌آورد. دو دیوار در دو سوی کوه ساخته می‌شود و فضای میان آن را با لایه‌هایی از فلزات، زغال (انگشت)، گوگرد و سایر مصالح پر می‌کنند. سپس با کمک دم آهنگریِ صدهزار آهنگر، آتش را در آن می‌دمند تا تمام مواد گداخته شده و با هم درآمیزند و آلیاژی یکپارچه و نفوذناپذیر پدید آورند.• ابعاد سد: ارتفاع دیوار به ۵۰۰ رَش (حدود ۳۰۰ متر) و پهنای آن به ۱۰۰ باز (بیش از ۱۰۰ متر) می‌رسید.با ساخت این سد، راه یأجوج و مأجوج برای همیشه بسته شد و آن سرزمین به آرامش رسید. این داستان نیز از افسانه‌های مشهور در ادبیات فارسی است که در آثار دیگر، از جمله دیوان حافظ، به آن اشاره شده است

شاهنامه شنیدنی .Whispers of the Shahnameh
با خواندن و گزارش از سیروس ملکی With reading and narration by Sirus Maleki