اینجا دکلمهٔ شعرهای جهان را، ترجمه شده به فارسی، میشنوید. این پادکست بخشی از پادکست «شعر با صدای شاعر» است، جایی که در آن شعرهای معاصر با صدای شاعر منتشر میشود.
برای دانلود شعرها به کانال تلگرام ما مراجعه کنید: t.me/schahrouzk
اینجا دکلمهٔ شعرهای جهان را، ترجمه شده به فارسی، میشنوید. این پادکست بخشی از پادکست «شعر با صدای شاعر» است، جایی که در آن شعرهای معاصر با صدای شاعر منتشر میشود.
برای دانلود شعرها به کانال تلگرام ما مراجعه کنید: t.me/schahrouzk
▨ نام شعر: تنهایی
▨ شاعر: دریتا کومو
▨ مترجم: محسن آزرم
▨ با صدای: ارژنگ آقاجری
▨ پالایش و تنظیم: شهروز کبیری
ــــــــــــــــ
تنهایی تلفنیست که زنگ میزند مدام
صدای غریبهایست که سراغ دیگری را میگیرد از من
یکشنبهی سوتوکوریست که آسمان ابریاش ذرّهای آفتاب ندارد
حرفهای بیربطیست که سر میبرد حوصلهام را
تنهایی زلزدن از پشت شیشهایست که به شب میرسد
فکرکردن به خیابانیست که آدمهایش قدمزدن را دوست میدارند
آدمهایی که به خانه میروند و روی تخت میخوابند و چشمهایشان را میبندند امّا خواب نمیبینند
آدمهایی که گرمای اتاق را تاب نمیآورند و نیمهشب از خانه بیرون میزنند
تنهایی دلسپردن به کسیست که دوستت نمیدارد
کسی که برای تو گل نمیخرد هیچوقت
کسی که برایش مهم نیست روز را از پشت شیشههای اتاقت میبینی هر روز
تنهایی اضافهبودن است در خانهای که تلفن هیچوقت با تو کار ندارد
خانهای که تو را نمیشناسد انگار
خانهای که برای تو در اتاق کوچکی خلاصه شده است
تنهایی خاطرهایست که عذابت میدهد هر روز
خاطرهای که هجوم میآورد وقتی چشمها را میبندی
تنهایی عقربههای ساعتیست که تکان نخوردهاند وقتی چشم باز میکنی
تنهایی انتظارکشیدن توست وقتی تو نیستی
وقتی تو رفتهای از این خانه
وقتی تلفن زنگ میزند امّا غریبهای سراغ دیگری را میگیرد
وقتی در این شیشهای که به شب میرسد خودت را میبینی هر شب
▨
دریتا کومو
Drita Çomo
▨ نام شعر: تنهایی عمیقی در جهان است
▨ شاعر: چارلز بوکوفسکی
▨ مترجم: نامشخص
▨ با صدای: ارژنگ آقاجری
▨ پالایش و تنظیم: شهروز کبیری
ــــــــــــــــ
تنهایی عمیقی در جهان است
که در حرکت کُندِ عقربههای ساعت,
میتوان حس کرد.
مردمانِ خسته,
مُثلهشدگانی از عشق یا بیعشقی,
نامهربان با هم,
غنی نامهربان با غنی,
و فقیر با فقیر.
ترسیدهایم.
نظام آموزشی آموختهمان,
که همه برندهایم,
از شکستها,
و خودکشیها نگفت
یا از وحشتِ رنجآورِ انسانی
که کسی لمسش نکرده
یا با او سخن نرانده است
و در تنهایی
مشغول آب دادن گیاهان است.
▨
چارلز بوکوفسکی
Charles Bukowski
▨ نام شعر: تنهاییهایمان
▨ شاعر: عزیز نِسین
▨ مترجم: نامشخص
▨ با صدای: ارژنگ آقاجری
▨ پالایش و تنظیم: شهروز کبیری
ــــــــــــــــ
وقتی به هم نزدیک شویم
بیشتر از هم فاصله میگیریم
وقتی با هم هستیم
بیشتر تنهاییم
آرام آرام
خانهای در ذهنمان شکل میگیرد.
او تنهاست
من هم تنهایم
و از دودکش خانه
اندوه بالا میرود
دیوارهای گلی نامریی
لخت و عور
به هر طرف که مینگریم
به خودمان برمیخوریم
▨
عزیز نِسین
Aziz Nesin
▨ نام شعر: آواز
▨ شاعر: آدرین ریچ (Adrienne Rich)
▨ ترجمه: آزاده کامیار
▨ با صدای: محسن نیک
▨ پالایش و تنظیم: شهروز کبیری
ــــــــــــــــ
تذکر: تغییراتی در ترجمه لحاظ شده است که البته این تغییرات با هماهنگیِ مترجم آن یعنی خانم آزاده کامیار انجام گرفته است.
ــــــــــــــــ
میپرسی تنهایم؟
خب، بله تنها هستم
مثل هواپیمایی که تنها به خط مستقیم
براساس علائم رادیویی
در میان کوههای راکی پیش میرود
در جستجوی مسیر فرود آبی
بر فرودگاهی در دل اقیانوس.
میخواهی بپرسی تنها هستم؟
خب، بله هستم، تنها
مثل زنی که سراسر کشور را پشت فرمان طی میکند هر روز
و پشت سر میگذارد
کیلومترها پس از کیلومترها
شهرهای کوچکی را که میتوانست در آنها بماند
در آنها زندگی کند، در آنها بمیرد، تنها
اگر تنها هستم
تنهایی من باید تنهایی کسی باشد
که پیش از همه از خواب برمیخیزد
پیش از همه هوای سرد صبح این شهر را نفس میکشد
تنها کسی که بیدار است در خانهای غرق خواب
اگر تنها هستم
تنهاییام را قایق مانده در ساحل دریاچهی یخ بسته
در آخرین نور سرخ سال
میفهمد، که میداند
نه یخ نه گِل، نه نور زمستانی
فقط چوب است که در خود دارد موهبت سوختن را.
▨
آدرین ریچ
Adrienne Rich