Home
Categories
EXPLORE
True Crime
Comedy
Society & Culture
Business
Sports
History
Technology
About Us
Contact Us
Copyright
© 2024 PodJoint
00:00 / 00:00
Sign in

or

Don't have an account?
Sign up
Forgot password
https://is1-ssl.mzstatic.com/image/thumb/Podcasts221/v4/de/20/c5/de20c592-9783-fe0d-1fc0-1e662caa075b/mza_5122567175326089162.png/600x600bb.jpg
احمد شاملو | شعر با صدای شاعر
شهروز کبیری
30 episodes
1 week ago

اینجا شعرهای احمد شاملو را با صدای خودش خواهیم شنید.

این پادکست بخشی از پادکست «شعر با صدای شاعر» است. جایی که در آن شعرهای معاصر با صدای شاعر منتشر می‌شود.

برای دانلود شعرها به کانال تلگرام ما مراجعه کنید: t.me/schahrouzk

Show more...
Arts
Society & Culture,
History
RSS
All content for احمد شاملو | شعر با صدای شاعر is the property of شهروز کبیری and is served directly from their servers with no modification, redirects, or rehosting. The podcast is not affiliated with or endorsed by Podjoint in any way.

اینجا شعرهای احمد شاملو را با صدای خودش خواهیم شنید.

این پادکست بخشی از پادکست «شعر با صدای شاعر» است. جایی که در آن شعرهای معاصر با صدای شاعر منتشر می‌شود.

برای دانلود شعرها به کانال تلگرام ما مراجعه کنید: t.me/schahrouzk

Show more...
Arts
Society & Culture,
History
Episodes (20/30)
احمد شاملو | شعر با صدای شاعر
احمد شاملو | سرود برای مرد روشن که به سایه رفت

▨ نام شعر: سرود برای مرد روشن که به سایه رفت

▨ شاعر: احمد شاملو

▨ با صدای: احمد شاملو

▨ پالایش و تنظیم: شهروز کبیری

ـــــــــــــــــــــــــ

قناعت‌وار

     تکیده بود

باریک و بلند

چون پیامی دشوار

           که در لغتی

 

با چشمانی

از سوآل و

      عسل

و رُخساری برتافته

از حقیقت و

       باد.


مردی با گردشِ آب

مردی مختصر

        که خلاصه‌ی خود بود.


خرخاکی‌ها در جنازه‌ات به سوءِظن می‌نگرند.


□


پیش از آن که خشمِ صاعقه خاکسترش کند

تسمه از گُرده‌ی گاوِ توفان کشیده بود.


آزمونِ ایمان‌های کهن را

بر قفلِ معجرهای عتیق

              دندان فرسوده بود.


بر پرت‌افتاده‌ترینِ راه‌ها

             پوزار کشیده بود

رهگذری نامنتظر

که هر بیشه و هر پُل آوازش را می‌شناخت.


□


جاده‌ها با خاطره‌ی قدم‌های تو بیدار می‌مانند

که روز را پیشباز می‌رفتی،

هرچند

    سپیده

       تو را

از آن پیش‌تر دمید

که خروسان

       بانگِ سحر کنند.


□


مرغی در بال‌هایش شکفت

زنی در پستان‌هایش

باغی در درختش.


ما در عتابِ تو می‌شکوفیم

در شتابت

ما در کتابِ تو می‌شکوفیم

در دفاع از لبخندِ تو

           که یقین است و باور است.


دریا به جُرعه‌یی که تو از چاه خورده‌ای حسادت می‌کند.

▨ 

احمد شاملو

تهران ۱۳۴۸

از

Show more...
2 weeks ago
2 minutes 45 seconds

احمد شاملو | شعر با صدای شاعر
احمد شاملو | وارطان سخن نگفت (مرگ نازلی)

▨ نام شعر: وارطان سخن نگفت (مرگ نازلی)

▨ شاعر: احمد شاملو

▨ با صدای: احمد شاملو

▨ پالایش و تنظیم: شهروز کبیری

ـــــــــــــــــــــــــ

« وارطان! بهار خنده زد و ارغوان شکفت.

در خانه، زیر پنجره گل داد یاس پیر.

دست از گمان بدار!

با مرگِ نحس پنجه میفکن!

بودن به از نبود شدن، خاصه در بهار…»


وارطان سخن نگفت،

سرافراز

دندان خشم بر جگرِ خسته بست و رفت


□


« وارطان ! سخن بگو!

مرغ سکوت، جوجه‌ی مرگی فجیع را

در آشیان به بیضه نشسته ست!»

وارطان سخن نگفت،

چو خورشید

از تیرگی بر آمد و در خون نشست و رفت...


□


وارطان سخن نگفت

وارطان ستاره بود:

یک دم درین ظلام درخشید و جست و رفت...


وارطان سخن نگفت

وارطان بنفشه بود

گل داد و

مژده داد: «زمستان شکست!»

و

رفت…


▨ 

احمد شاملو

زندان قصر ۱۳۳۳

از دفتر شعر هوای تازه

Show more...
3 weeks ago

احمد شاملو | شعر با صدای شاعر
احمد شاملو | مرثیه | در خاموشی فروغ فرخ‌زاد

▨ نام شعر: مرثیه

▨ شاعر: احمد شاملو

▨ با صدای: احمد شاملو

▨ پالایش و تنظیم: شهروز کبیری

ـــــــــــــــــــــــــ

در خاموشیِ فروغ فرخ‌زاد

ـــــــــــــــــــــــــ

به جُستجوی تو

بر درگاهِ کوه می‌گریم،

در آستانه‌ی دریا و علف.


به جُستجوی تو

در معبرِ بادها می‌گریم

در چارراهِ فصول،

در چارچوبِ شکسته‌ی پنجره‌یی

که آسمانِ ابرآلوده را

            قابی کهنه می‌گیرد.



به انتظارِ تصویرِ تو

این دفترِ خالی

         تا چند

تا چند

    ورق خواهد خورد؟


□


جریانِ باد را پذیرفتن

و عشق را

که خواهرِ مرگ است. ــ


و جاودانگی

       رازش را

           با تو در میان نهاد.


پس به هیأتِ گنجی درآمدی:

بایسته و آزانگیز

          گنجی از آن‌دست

که تملکِ خاک را و دیاران را

                 از اینسان

                      دلپذیر کرده است!


□


نامت سپیده‌دمی‌ست که بر پیشانی‌ِ آسمان می‌گذرد

ــ متبرک باد نامِ تو! ــ


و ما همچنان

دوره می‌کنیم

شب را و روز را

هنوز را…

▨ 

احمد شاملو

بیست‌ونهم بهمن ماه ۱۳۴۵

از دفتر شعر مرثیه‌های خاک

Show more...
3 weeks ago
2 minutes 22 seconds

احمد شاملو | شعر با صدای شاعر
احمد شاملو | در آستانه

▨ نام شعر: در آستانه

▨ شاعر: احمد شاملو

▨ با صدای: احمد شاملو

▨ پالایش و تنظیم: شهروز

ـــــــــــــــــ

در ابتدا صدای محمود دولت‌آبادی را می‌شنوید.

ـــــــــــــــــ

باید اِستاد و فرود آمد

بر آستانِ دری که کوبه ندارد،

چرا که اگر به‌گاه آمده‌باشی دربان به انتظارِ توست و

اگر بی‌گاه

به درکوفتن‌ات پاسخی نمی‌آید.


کوتاه است در،

پس آن به که فروتن باشی.

آیینه‌یی نیک‌پرداخته توانی بود

آنجا

تا آراستگی را

پیش از درآمدن

در خود نظری کنی

هرچند که غلغله‌ی آن سوی در زاده‌ی توهمِ توست نه انبوهی‌ِ مهمانان،

که آنجا

تو را

کسی به انتظار نیست.

که آنجا

جنبش شاید،

اما جُنبنده‌یی در کار نیست:

نه ارواح و نه اشباح و نه قدیسانِ کافورینه به کف

نه عفریتانِ آتشین‌گاوسر به مشت

نه شیطانِ بُهتان‌خورده با کلاهِ بوقیِ منگوله‌دارش

نه ملغمه‌ی بی‌قانونِ مطلق‌های مُتنافی. ــ

تنها تو

آنجا موجودیتِ مطلقی،

موجودیتِ محض،

چرا که در غیابِ خود ادامه می‌یابی و غیابت

حضورِ قاطعِ اعجاز است.

گذارت از آستانه‌ی ناگزیر

فروچکیدن قطره‌ قطرانی‌ است در نامتناهی‌ ظلمات:

«ــ دریغا

ای‌کاش ای‌کاش

قضاوتی قضاوتی قضاوتی

درکار درکار درکار

می‌بود!» ــ

شاید اگرت توانِ شنفتن بود

پژواکِ آوازِ فروچکیدنِ خود را در تالارِ خاموشِ کهکشان‌های بی‌خورشیدــ

چون هُرَّستِ آوارِ دریغ

می‌شنیدی:

«ــ کاشکی کاشکی

داوری داوری داوری

درکار درکار درکار درکار…»

اما داوری آن سوی در نشسته است، بی‌ردای شومِ قاضیان.

ذاتش درایت و انصاف

هیأتش زما

Show more...
1 month ago
10 minutes 45 seconds

احمد شاملو | شعر با صدای شاعر
احمد شاملو | به معجزه باور کن | شعری منتشر نشده از شاملو

▨ نام شعر: به معجزه باور کن

▨ شاعر: احمد شاملو

▨ با صدای: احمد شاملو

▨ پالایش و تنظیم: شهروز

ـــــــــــــــــ

سه تابوتِ فریب

سی کرور قاریِ موهوم، در رواقِ ملال!


تاریخِ تاریک

از فراسوی فراموشی

با دهانِ غبار استمدادِ معجزه می‌کند

که باکره‌ئی در مراسم هفت‌اش

عنینی هزار ساله به دنیا آورده است!


با نگاهِ ای شگفت

به چه می‌نگری؟

به چه می‌نگری از بامِ حیرت

با نگاهِ رنج‌ات؟

طومارِ بی‌انتهای مردگان را شماره مکن!

کنار ضریحِ آستانه‌ی قدسی

دی تکبیرگویان از پگاه

پیره‌کرکسی قناری می‌خوانَد!


گزارش رسمیِ روزنامه‌ی صبح است این:

به معجزه باور کن!

▨ 

احمد شاملو - ۱۳۳۲

این خوانش در سال ۱۳۷۳ و در استکهلم سوئد انجام شده است.

لازم به ذکر است که این شعر هرگز اجازه چاپ نگرفت و در هیچ کتابی چاپ نشد

Show more...
5 months ago
2 minutes 15 seconds

احمد شاملو | شعر با صدای شاعر
احمد شاملو | یک مایه در دو مقام

▨ نام شعر: یک مایه در دو مقام

▨ شاعر: احمد شاملو

▨ با صدای: احمد شاملو

▨ پالایش و تنظیم: شهروز

ـــــــــــــــــ

به لئوناردو آلیشان

ـــــــــــــــــ

دلم کَپَک زده، آه

که سطری بنویسم از تنگیِ‌ دل،

همچون مهتاب‌زده‌یی از قبیله‌ی آرش بر چَکادِ صخره‌یی


زِهِ جان کشیده تا بُنِ گوش

به رها کردنِ فریادِ آخرین.


□


کاش دلتنگی نیز نامِ کوچکی می‌داشت

تا به جانش می‌خواندی:

نامِ کوچکی

تا به مهر آوازش می‌دادی،

همچون مرگ

که نامِ کوچکِ زندگی‌ست

و بر سکّوبِ وداع‌اش به زبان می‌آوری

هنگامی که قطاربان

آخرین سوتش را بدمد

و فانوسِ سبز

به تکان درآید:

نامی به کوتاهیِ‌ آهی

که در غوغای آهنگینِ غلتیدنِ سنگینِ پولاد بر پولاد

به لب‌جُنبه‌یی بَدَل می‌شود:

به کلامی گفته و ناشنیده انگاشته

یا ناگفته‌یی شنیده پنداشته.


□


سطری

شَطری

شعری

نجوایی یا فریادی گلودَر

که به گوشی برسد یا نرسد

و مخاطبی بشنود یا نشنود

و کسی دریابد یا نه که «چرا فریاد؟»

یا «با چه مایه از نیاز؟»

و کسی دریابد یا نه که «مفهومی بود این یا مصداقی؟

صوت‌واژه‌یی بود این در آستانه‌ی زایشی یا فرسایشی؟

ناله‌ی مرگی بود این یا میلادی؟

فرمانِ رحیلِ قبیله‌مردی بود این یا نامردی؟

خانی که به وادی برکت راه می‌نماید

یا خائنی که به کج‌راهه‌ی نامرادی می‌کشاند؟»


و چه بر جای می‌مانَد آنگاه

که پیکانِ فریاد

از چِلّه

رها شود؟ ــ:


نیازی ارضا شده؟

پرتابه‌یی به در از خویش

یا زخمی دیگر به آماجِ خویشتن؟


و بگو با من بگو با من:

که می‌شنود

و تازه

چه تفسیر می‌کند؟

▨ 

احمد شاملو

نهم مرداد ۱۳۶۸

از دفتر شعر مدایح بی‌صله

Show more...
7 months ago
4 minutes 5 seconds

احمد شاملو | شعر با صدای شاعر
احمد شاملو | ميلاد آن که عاشقانه بر خاک مُرد

▨ نام شعر: ميلاد آن که عاشقانه بر خاک مُرد

▨ شاعر: احمد شاملو

▨ با صدای: احمد شاملو

▨ موسیقی از: Volker Bertelmann

▨ پالایش و تنظیم: شهروز

ـــــــــــــــــ

تقدیم‌نامه‌ی شاعر: در شهادتِ احمد زِیبَرُم در پس‌کوچه‌های نازی‌آباد

ـــــــــــــــــ


۱

نگاه کن چه فروتنانه بر خاک می‌گستَرَد

آن که نهالِ نازکِ دستانش

از عشق

خداست


و پیشِ عصیانش

بالای جهنم

پست است.



آن کو به یکی «آری» می‌میرد

نه به زخمِ صد خنجر،

و مرگش در نمی‌رسد

مگر آن که از تبِ وهن

دق کند.


قلعه‌یی عظیم

که طلسمِ دروازه‌اش

کلامِ کوچکِ دوستی‌ست.

▨ 

احمد شاملو - ۱۳۵۲

از دفتر شعر ابراهیم در آتش

Show more...
7 months ago
1 minute 27 seconds

احمد شاملو | شعر با صدای شاعر
احمد شاملو | ما نیز

▨ نام شعر: ما نیز

▨ شاعر: احمد شاملو

▨ با صدای: احمد شاملو

▨ موسیقی از: michal smorawinski

▨ پالایش و تنظیم: شهروز

ـــــــــــــــــ

تقدیم‌نامه‌ی شاعر: به محمدجواد گلبن

ـــــــــــــــــ

ما نیز روزگاری

لحظه‌یی سالی قرنی هزاره‌یی ازاین پیش‌تَرَک

هم در این‌جای ایستاده بودیم،


بر این سیّاره بر این خاک

در مجالی تنگ ــ هم‌ازاین‌دست ــ

در حریرِ ظلمات، در کتانِ آفتاب

در ایوانِ گسترده‌ی مهتاب

در تارهای باران

در شادَرْوانِ بوران

در حجله‌ی شادی

در حصارِ اندوه



تنها با خود

تنها با دیگران

یگانه در عشق

یگانه در سرود

سرشار از حیات

سرشار از مرگ.


□


ما نیز گذشته‌ایم

چون تو بر این سیاره بر این خاک

در مجالِ تنگِ سالی چند

هم از این‌جا که تو ایستاده‌ای اکنون

فروتن یا فرومایه

خندان یا غمین

سبک‌پای یا گران‌بار

آزاد یا گرفتار.


□


ما نیز

روزگاری

آری.



آری

ما نیز

روزگاری…

▨ 

احمد شاملو - بیست و دوم دی‌ماه ۱۳۷۲

از دفتر شعر در آستانه

ـــــــــــــــــ

پی‌نوشت: نسخه‌ی صوتی این شعر با نسخه‌ی چاپ شده‌اش، در چند سطرِ انتهایی، تفاوت‌هایی دارد

Show more...
8 months ago
2 minutes 36 seconds

احمد شاملو | شعر با صدای شاعر
احمد شاملو | قناری گفت

▨ نام شعر:قناری گفت...

▨ شاعر: احمد شاملو

▨ با صدای: احمد شاملو

▨ پالایش و تنظیم: شهروز

ـــــــــــــــــ

به هوشنگ گلشیری

ـــــــــــــــــ

قناری گفت: ــ کُره‌ی ما

کُره‌ی قفس‌ها با میله‌های زرین و چینه‌دانِ چینی.


ماهی‌ سُرخِ سفره‌ی هفت‌سین‌اش به محیطی تعبیر کرد

که هر بهار

متبلور می‌شود.


کرکس گفت: ــ سیاره‌ی من

سیاره‌ی بی‌همتایی که در آن

مرگ

مائده می‌آفریند.


کوسه گفت: ــ زمین

سفره‌ی برکت‌خیزِ اقیانوس‌ها.


انسان سخنی نگفت

تنها او بود که جامه به تن داشت

و آستینش از اشک تَر بود.

▨ 

احمد شاملو

نهم فروردین ۱۳۷۲

از دفتر شعر در آستانه

Show more...
8 months ago
2 minutes 7 seconds

احمد شاملو | شعر با صدای شاعر
احمد شاملو | فریاد

▨ نام گردانه: فریاد

▨ شاعر: احمد شاملو

▨ با صدای: احمد شاملو

▨ پالایش و تنظیم: شهروز

ـــــــــــــــــ

این گردانه، برشی از است از بخش اولِ شعر «یک مایه در دو مقام» سروده‌ی احمد شاملو

ـــــــــــــــــ

...

سطری

شَطری

شعری

نجوایی یا فریادی گلودَر

که به گوشی برسد یا نرسد

و مخاطبی بشنود یا نشنود

و کسی دریابد یا نه که «چرا فریاد؟»

یا «با چه مایه از نیاز؟»

و کسی دریابد یا نه که «مفهومی بود این یا مصداقی؟

صوت‌واژه‌یی بود این در آستانه‌ی زایشی یا فرسایشی؟

ناله‌ی مرگی بود این یا میلادی؟

فرمانِ رحیلِ قبیله‌مردی بود این یا نامردی؟

خانی که به وادی برکت راه می‌نماید

یا خائنی که به کج‌راهه‌ی نامرادی می‌کشاند؟»


و چه بر جای می‌مانَد آنگاه

که پیکانِ فریاد

از چِلّه

رها شود؟ ــ:


نیازی ارضا شده؟

پرتابه‌یی به در از خویش

یا زخمی دیگر به آماجِ خویشتن؟


و بگو با من بگو با من:

که می‌شنود

و تازه

چه تفسیر می‌کند؟

▨ 

احمد شاملو

نهم مرداد ۱۳۶۸

از دفتر شعر مدایح بی‌صله

Show more...
9 months ago
2 minutes 6 seconds

احمد شاملو | شعر با صدای شاعر
احمد شاملو | مرا تو بی سببی نیستی (شبانه)

▨ نام شعر: شبانه (مرا تو بی سببی نیستی)

▨ شاعر: احمد شاملو

▨ با صدای: احمد شاملو

▨ پالایش و تنظیم: شهروز

ـــــــــــــــــ

مرا

تو

بی‌سببی

نیستی.


به‌راستی

صلتِ کدام قصیده‌ای

ای غزل؟

ستاره‌بارانِ جوابِ کدام سلامی

به آفتاب

از دریچه‌ی تاریک؟


کلام از نگاهِ تو شکل می‌بندد.

خوشا نظربازیا که تو آغاز می‌کنی!


□


پسِ پُشتِ مردمکانت

فریادِ کدام زندانی‌ست

که آزادی را

به لبانِ برآماسیده

گُلِ سرخی پرتاب می‌کند؟ ــ

ورنه

این ستاره‌بازی

حاشا

چیزی بدهکارِ آفتاب نیست.


□


نگاه از صدای تو ایمن می‌شود.

چه مؤمنانه نامِ مرا آواز می‌کنی!


□


و دلت

کبوترِ آشتی‌ست،

در خون تپیده

به بامِ تلخ.


با این همه

چه بالا

چه بلند

پرواز می‌کنی!


▨ 

احمد شاملو

فروردینِ ۱۳۵۱

از دفتر شعر ابراهیم در آتش

چاپ شده به سال ۱۳۵۲

Show more...
9 months ago
3 minutes 24 seconds

احمد شاملو | شعر با صدای شاعر
احمد شاملو | شبانه

▨ نام شعر: شبانه

▨ شاعر: احمد شاملو

▨ با صدای: احمد شاملو

▨ پالایش و تنظیم: شهروز

ـــــــــــــــــ

زیباترین تماشاست

وقتی

شبانه

بادها

از شش جهت به سوی تو می‌آیند،


و از شکوهمندیِ یأس‌انگیزش

پروازِ شامگاهی‌ دُرناها را

پنداری

یکسر به‌سوی ماه است.

□

زنگار خورده باشد و بی‌حاصل

هرچند

از دیرباز

آن چنگِ تیزْپاسخِ احساس

در قعرِ جانِ تو، ــ

پروازِ شامگاهی دُرناها

و بازگشتِ بادها

در گورِ خاطرِ تو

غباری

از سنگی می‌روبد،

چیزِ نهفته‌یی‌ت می‌آموزد:

چیزی که ای‌بسا می‌دانسته‌ای،

چیزی که

بی‌گمان

به زمان‌های دوردست

می‌دانسته‌ای.

▨ 

احمد شاملو

دی ماه ۱۳۵۵ - رم

ــــــــــــ

از دفتر دشنه در دیس

چاپ شده به سال ۱۳۴۴

Show more...
10 months ago
2 minutes 12 seconds

احمد شاملو | شعر با صدای شاعر
احمد شاملو | سرود آشنایی | با صدای آیدا

▨ نام شعر: سرود آشنایی (شعر شماره دو، از چهار سرود برای آیدا)

▨ شاعر: احمد شاملو

▨ با صدای: آیدا سرکیسیان

▨ موسیقی از: Ólafur Arnalds

▨ پالایش و تنظیم: شهروز

ـــــــــــــــــ

این شعر، سرود شماره ۲، از شعرِ «چهار سرود برای آیدا» است.

ـــــــــــــــــ

۲

سرودِ آشنایی


کیستی که من

اینگونه

به‌اعتماد

نامِ خود را

با تو می‌گویم

کلیدِ خانه‌ام را

در دستت می‌گذارم

نانِ شادی‌هایم را

با تو قسمت می‌کنم

به کنارت می‌نشینم و

بر زانوی تو

اینچنین آرام

به خواب می‌روم؟

□

کیستی که من

اینگونه به جد

در دیارِ رویاهای خویش

با تو درنگ می‌کنم؟

▨

احمد شاملو

بیست و نهم اردیبهشتِ ۱۳۴۲


از دفتر شعر آیدا در آینه

چاپ شده به سال ۱۳۴۳

Show more...
10 months ago
1 minute 36 seconds

احمد شاملو | شعر با صدای شاعر
احمد شاملو | روزگار غریبی‌ست نازنین

▨ نام شعر: روزگار غریبی‌ست نازنین (در این بن‌بست)

▨ شاعر: احمد شاملو

▨ با صدای: احمد شاملو

▨ پالایش و تنظیم: شهروز

ـــــــــــــــــ

دهانت را می‌بویند

مبادا که گفته باشی دوستت می‌دارم.

دلت را می‌بویند

روزگارِ غریبی‌ست، نازنین


و عشق را

کنارِ تیرکِ راهبند

تازیانه می‌زنند.


عشق را در پستوی خانه نهان باید کرد


در این بُن‌بستِ کج‌وپیچِ سرما

آتش را

به سوخت‌بارِ سرود و شعر

فروزان می‌دارند.

به اندیشیدن خطر مکن.

روزگارِ غریبی‌ست، نازنین

آن که بر در می‌کوبد شباهنگام

به کُشتنِ چراغ آمده است.


 نور را در پستوی خانه نهان باید کرد


آنک قصابانند

بر گذرگاه‌ها مستقر

با کُنده و ساتوری خون‌آلود

روزگارِ غریبی‌ست، نازنین

و تبسم را بر لب‌ها جراحی می‌کنند

و ترانه را بر دهان.

شوق را در پستوی خانه نهان باید کرد


کبابِ قناری

بر آتشِ سوسن و یاس

روزگارِ غریبی‌ست، نازنین

ابلیسِ پیروزْمست

سورِ عزای ما را بر سفره نشسته است.


خدا را در پستوی خانه نهان باید کرد

▨ 

احمد شاملو

سی و یکم تیر ۱۳۵۸

ــــــــــــ

از دفتر ترانه‌های کوچک غربت

شامل شعرهای ۱۳۵۶ تا ۱۳۵۹

Show more...
11 months ago
3 minutes 21 seconds

احمد شاملو | شعر با صدای شاعر
احمد شاملو | دیگر تنها نیستم

▨ نام شعر: دیگر تنها نیستم

▨ شاعر: احمد شاملو

▨ با صدای: احمد شاملو

▨ موسیقی از: samuel barber

▨ پالایش و تنظیم: شهروز

ـــــــــــــــــ

بر شانه‌یِ من کبوتری‌ست که از دهانِ تو آب می‌خورد

بر شانه‌یِ من کبوتری‌ست که گلوی مرا تازه می‌کند.

بر شانه‌یِ من کبوتری‌ست باوقار و خوب

که با من از روشنی سخن می‌گوید

و از انسان ــ که رب‌النوعِ همه خداهاست.

من با انسان در ابدیتی پُرستاره گام می‌زنم.

□

در ظلمت حقیقتی جنبشی کرد

در کوچه مردی بر خاک افتاد

در خانه زنی گریست

در گاهواره کودکی لبخندی زد.

آدم‌ها هم‌تلاشِ حقیقت‌ند

آدم‌ها همزادِ ابدیت‌ند

من با ابدیت بیگانه نیستم.

□

زندگی از زیرِ سنگ‌چینِ دیوارهای زندانِ بدی سرود می‌خواند

در چشمِ عروسک‌های مسخ، شب‌چراغِ گرایشی تابنده است

شهرِ من رقصِ کوچه‌هایش را بازمی‌یابد.

هیچ کجا هیچ زمان فریادِ زندگی بی‌جواب نمانده است.

به صداهای دور گوش می‌دهم از دور به صدای من گوش می‌دهند

من زنده‌ام

فریادِ من بی‌جواب نیست، قلبِ خوبِ تو جوابِ فریادِ من است.

□

مرغِ صداطلاییِ من در شاخ و برگِ خانه‌ی توست

نازنین! جامه‌ی خوبت را بپوش

عشق، ما را دوست می‌دارد

من با تو رؤیایم را در بیداری دنبال می‌گیرم

من شعر را از حقیقتِ پیشانیِ تو درمی‌یابم

با من از روشنی حرف می‌زنی و از انسان که خویشاوندِ همه خداهاست

با تو من دیگر در سحرِ رؤیاهایم تنها نیستم.

▨ 

احمد شاملو - ۱۳۳۴

از دفتر شعر هوای تازه

چاپ شده به سال ۱۳۳۶

Show more...
11 months ago
4 minutes 25 seconds

احمد شاملو | شعر با صدای شاعر
احمد شاملو | در آمیختن

▨ نام شعر: درآمیختن

▨ شاعر: احمد شاملو

▨ با صدای: احمد شاملو

▨ موسیقی از: michal smorawinski

▨ پالایش و تنظیم: شهروز

ـــــــــــــــــ

مجال

بی‌رحمانه اندک بود و

واقعه

سخت

نامنتظر.


از بهار

حظِّ تماشایی نچشیدیم،

که قفس

باغ را پژمرده می‌کند.


□


از آفتاب و نفس

چنان بریده خواهم شد

که لب از بوسه‌ی ناسیراب.

برهنه

بگو برهنه به خاکم کنند

سراپا برهنه

بدانگونه که عشق را نماز می‌بریم، ــ

که بی‌شایبه‌ی حجابی

با خاک

عاشقانه

درآمیختن می‌خواهم.

▨ 

احمد شاملو - دی‌ماه ۱۳۵۱

از دفتر شعر ابراهیم در آتش

Show more...
11 months ago
2 minutes 30 seconds

احمد شاملو | شعر با صدای شاعر
احمد شاملو | در لحظه

▨ نام شعر: در لحظه

▨ شاعر: احمد شاملو

▨ با صدای: احمد شاملو

▨ موسیقی از: philip g anderson

▨ پالایش و تنظیم: شهروز

ـــــــــــــــــ

به تو دست می‌سایم و جهان را درمی‌یابم،

به تو می‌اندیشم

و زمان را لمس می‌کنم

معلق و بی‌انتها

عُریان.


می‌وزم، می‌بارم، می‌تابم.

آسمانم

ستارگان و زمین،

و گندمِ عطرآگینی که دانه می‌بندد

رقصان

در جانِ سبزِ خویش.


□


از تو عبور می‌کنم

چنان که تُندری از شب. ــ


می‌درخشم

و فرومی‌ریزم.

▨ 

احمد شاملو

نوزدهم امرداد ۱۳۵۹

ــــــــــــ

از دفتر ترانه‌های کوچک غربت

شامل شعرهای ۱۳۵۶ تا ۱۳۵۹

Show more...
11 months ago
2 minutes 3 seconds

احمد شاملو | شعر با صدای شاعر
احمد شاملو | از این‌گونه مردن (خواب اقاقیاها)

▨ نام شعر: از اینگونه مردن

▨ شاعر: احمد شاملو

▨ با صدای: احمد شاملو

▨ پالایش و تنظیم: شهروز

ـــــــــــــــــ

می‌خواهم خوابِ اقاقیاها را بمیرم.


خیال‌گونه

در نسیمی کوتاه

          که به تردید می‌گذرد


خوابِ اقاقیاها را

بمیرم.


□


می‌خواهم نفسِ سنگینِ اطلسی‌ها را پرواز گیرم.


در باغچه‌های تابستان،

خیس و گرم

       به نخستین ساعاتِ عصر

نفسِ اطلسی‌ها را

پرواز گیرم.


□


حتا اگر

    زنبقِ کبودِ کارد

بر سینه‌ام

گُل دهد ــ

می‌خواهم خوابِ اقاقیاها را بمیرم در آخرین فرصتِ گُل،

و عبورِ سنگینِ اطلسی‌ها باشم

بر تالارِ ارسی

به ساعتِ هفتِ عصر.

▨ 

احمد شاملو

هجدهم آذر ماه ۱۳۵۱

از دفتر شعر ابراهیم در آتش

Show more...
11 months ago
2 minutes 35 seconds

احمد شاملو | شعر با صدای شاعر
احمد شاملو | تو کجایی

▨ نام شعر: تو کجایی؟ (ترانه‌ای کوچک)

▨ شاعر: احمد شاملو

▨ با صدای: احمد شاملو

▨ پالایش و تنظیم: شهروز

ـــــــــــــــــ

ــ تو کجایی؟

در گستره‌ی بی‌مرزِ این جهان

تو کجایی؟


ــ در دورترین جای جهان ایستاده‌ام من:

کنارِ تو.


□


ــ تو کجایی؟

در گستره‌ی ناپاکِ این جهان

تو کجایی؟


ــ در پاک‌ترین مُقامِ جهان ایستاده‌ام من:

بر سبزه‌شورِ این رودِ بزرگ که می‌سُراید

برای تو.

▨ 

احمد شاملو

دی ۱۳۵۷ - لندن

ــــــــــــ

از دفتر ترانه‌های کوچک غربت

شامل شعرهای ۱۳۵۶ تا ۱۳۵۹

Show more...
11 months ago
1 minute 57 seconds

احمد شاملو | شعر با صدای شاعر
احمد شاملو | تو را دوست می‌دارم

▨ نام شعر: تو را دوست می‌دارم

▨ شاعر: احمد شاملو

▨ با صدای: احمد شاملو

▨ پالایش و تنظیم: شهروز

ـــــــــــــــــ

طرفِ ما شب نیست

صدا با سکوت آشتی نمی‌کند

کلمات انتظار می‌کشند

من با تو تنها نیستم، هیچ‌کس با هیچ‌کس تنها نیست

شب از ستاره‌ها تنهاتر است...

□

طرفِ ما شب نیست

چخماق‌ها کنارِ فتیله بی‌طاقتند

خشمِ کوچه در مُشتِ توست

در لبانِ تو، شعرِ روشن صیقل می‌خورد

من تو را دوست می‌دارم، و شب از ظلمتِ خود وحشت می‌کند.

▨ 

احمد شاملو - ۱۳۳۴

ــــــــــــ

از دفتر شعر هوای تازه

منتشر شده به سال ۱۳۳۶

Show more...
11 months ago
1 minute 40 seconds

احمد شاملو | شعر با صدای شاعر

اینجا شعرهای احمد شاملو را با صدای خودش خواهیم شنید.

این پادکست بخشی از پادکست «شعر با صدای شاعر» است. جایی که در آن شعرهای معاصر با صدای شاعر منتشر می‌شود.

برای دانلود شعرها به کانال تلگرام ما مراجعه کنید: t.me/schahrouzk