
در اپیزود دوم، همانجا که آتش فروکش میکند و تنها صدای تنفس پوست باقی میماند، به دنبال ریشهٔ نخستین «نشانگذاری»ها میرویم، جایی که انسان فهمید میتواند لحظهای گذرا را روی تن خود ماندگار کند.
از خطوطی که حکم دعا داشتند تا نقوشی که محافظ بودند؛از سایههای قوم نقاده تا افسانههایی که میان دودهٔ چراغ و خون رقیق میشدند؛
در این سفر، هر طرحی دریچهای است به ترسی قدیمی، به آرزویی پنهان، یا به رابطهای میان انسان و نیروهایی که باور داشت بر سرنوشش اثر میگذارند.
اپیزود دوم «خطوط جاودانگی»، دعوتی است برای شنیدن آن لحظهٔ آرامی که جوهر روی پوست مینشیند… و چیزی در درون ما برای همیشه تغییر میکند.