در اپیزود دوم، همانجا که آتش فروکش میکند و تنها صدای تنفس پوست باقی میماند، به دنبال ریشهٔ نخستین «نشانگذاری»ها میرویم، جایی که انسان فهمید میتواند لحظهای گذرا را روی تن خود ماندگار کند.
از خطوطی که حکم دعا داشتند تا نقوشی که محافظ بودند؛از سایههای قوم نقاده تا افسانههایی که میان دودهٔ چراغ و خون رقیق میشدند؛
در این سفر، هر طرحی دریچهای است به ترسی قدیمی، به آرزویی پنهان، یا به رابطهای میان انسان و نیروهایی که باور داشت بر سرنوشش اثر میگذارند.
اپیزود دوم «خطوط جاودانگی»، دعوتی است برای شنیدن آن لحظهٔ آرامی که جوهر روی پوست مینشیند… و چیزی در درون ما برای همیشه تغییر میکند.
در این اپیزود از اثر جوهر، از تتوهای چانه بومیان آلاسکا میگوییم – اثری خاموش که زندگی هزاران زن را دگرگون کرد. مانیفستی بیصدا، فریادی بدون کلمه، که موج عظیم احیای فرهنگی را رقم زد.
در اولین سفر از پادکست «روح جوهر»، به ۵۳۰۰ سال قبل میریم.
به سراغ اوتزی، مرد یخی و اولین انسانی که پوستش پر از خطوط درمانی و رازآمیز بود.
آیا این تتوها نشونهی درد بودن… یا درمان؟
یه مقدمه برای سفری که قراره توش، قصههای زیر پوست آدمها رو بشنویم.
از فلسفهی تتو تا درد، معنا و انتخاب.
شروعی برای فهمیدن اینکه چرا جوهر همیشه فقط روی پوست نمیمونه.