Home
Categories
EXPLORE
True Crime
Comedy
Society & Culture
Business
TV & Film
History
Technology
About Us
Contact Us
Copyright
© 2024 PodJoint
00:00 / 00:00
Sign in

or

Don't have an account?
Sign up
Forgot password
https://is1-ssl.mzstatic.com/image/thumb/Podcasts211/v4/50/26/43/50264334-4a21-0cad-7410-3de3f5c925fe/mza_13025045825275534500.jpg/600x600bb.jpg
saadia / سعدیا
farshad shahri
70 episodes
3 days ago

|خوانش غزلیات سعدی


هر اپیزود شامل یک غزل تدوین شده با موسیقی از یک آهنگساز ایرانی است


|

در پایان هر ۱۰ غزل یک فایل شامل ۱۰ غزل پیشین بدون موسیقی منتشر میشود

Show more...
Books
Arts
RSS
All content for saadia / سعدیا is the property of farshad shahri and is served directly from their servers with no modification, redirects, or rehosting. The podcast is not affiliated with or endorsed by Podjoint in any way.

|خوانش غزلیات سعدی


هر اپیزود شامل یک غزل تدوین شده با موسیقی از یک آهنگساز ایرانی است


|

در پایان هر ۱۰ غزل یک فایل شامل ۱۰ غزل پیشین بدون موسیقی منتشر میشود

Show more...
Books
Arts
Episodes (20/70)
saadia / سعدیا
این بوی روح‌پرور از آن خوی دلبر است-غزل 64

موسیقی: کامبیز روشن روان|


نافه: کیسه‌ای به اندازه یک نارنج در زیر شکم آهو‌ی نرِ خُتَن، در زیر پوست که ماده‌ای قهوه‌ای رنگ و روغن مانند و خوش بو به نام مُشک بیرون می‌آید| مرغِ آشنا: احتمالا مراد «بُلبُل» است| کَصحاب: که اصحاب، زیرا یاران| مِسمار: میخ| حریفان: یاران|
Show more...
5 days ago
3 minutes 59 seconds

saadia / سعدیا
از هرچه می‌رود، سخنِ دوست خوش‌تر است-غزل 63

موسیقی: پیمان یزدانیان|


می‌رود: فعل «رفتن» در اینجا یعنی «گفته شدن، بر زبان جاری شدن»| روح‌پَرور: جان بخش| وجودِ حاضرِ غایب: وجود در اینجا به معنای «شخص، کَس» است و البته «وجود» در شعر سعدی و حافظ به معنای «تَن و بدن» نیز است| گو: بُگذار| شمع گو بمیر: بگذار شمع خاموش شود|چون: وقتی| مُنوّر: روشن| اَبْنای روزگار: مردم| می‌روم(بیت پنجم): اینجا «رفتن» به معنای «تصمیم گرفتن» است| نُزْل: هدیه، پیشکش| مِجْمَر: آتش‌دان یا عودسوز| عنبرینه: زیوری قوطی مانند که در آن عنبر پُر میکردند و بر گردن می‌آویختند| مُصَوَّر: قابل تصوّر| زَنهار: بر حذر باش، مبادا| هیهات: چه دور است

Show more...
1 week ago
2 minutes 41 seconds

saadia / سعدیا
اِی لُعبتِ خندان لبِ لَعلَت که مَزیده‌ست؟-غزل 62

موسیقی: میلاد درخشانی|


لُعبت: محبوب زیبا‌رو| لعل: سنگ قیمتی به رنگ سرخ روشن| که: چه کسی| مزیدن: چشیدن| بِهْ: میوهٔ بِه، در اینجا استعاره از «چانهٔ محبوب»| خِضْر: به روایا کسی‌ست که به سبب نوشیدن آب حیات عمر جاودان یافت| حلالت نکنم: به تو روا ندارم، حرامت باشد| چشمهٔ حیوان: چشمه آبِ حیات| سِکَندَر: اسکندر| جمله: همه| برآمیزی: معاشرت کُنی| بَختِ رمیده: بختِ گُریز پا| عام: همگان| نسیم سحرش پرده دریده: «نسیم سحر پرده‌اش را دریده است»| تَتَر: تاتار، مهاجمان فاتحِ مغول| فُقاع: آبِ جو| کِشته: کشتزار

Show more...
1 week ago
3 minutes 25 seconds

saadia / سعدیا
افسوس بر آن دیده که روی تو ندیده‌ست-غزل 61

موسیقی: کامبیز روشن روان|


افسوس بر آن دیده: باید به حال آن چشم تأسف خورد| مدَّعیان: کسانی که ادعای زهد و تقوا دارند| نقش: پیکر| پری: در اینجا استعاره از معشوق بسیار زیبا| دایره‌ی نیمه کشیده‌ست: نیم‌دایره رسم کرده| پایْ به سنگیت برآید: یعنی «بزخورد کردن پای کسی به سنگ و در نتیجه زمین خوردن او| رَحمَت کردن: دلسوزی کردن| کمانْ‌مهره: کمانی که با آن گلوله و مُهرهٔ گِلین پرتاب میکردند| در وهم نیاید: در تصوّر نمیگنجد| حلوا دادن: کنایه از «با وعدهٔ شیرین خام کردن»| نَشْگِفْت: شگفت نیست، تعجبی ندارد| خانهٔ چشم: [تشبیه صریح] | آب چکیدن: چکه کردن آب از سقف خانهٔ چشم، در اینجا کنایه از «اشک ریختن» است.
Show more...
3 weeks ago
2 minutes 43 seconds

saadia / سعدیا
بدون تدوین-غزل 51 تا 60

بدون تدوین|


غزل 51 تا 60

Show more...
3 weeks ago
23 minutes 19 seconds

saadia / سعدیا
شب فراق که داند که تا سحر چندست-غزل 60

موسیقی: پیمان یزدانیان|


  فراق: جدایی| چند است؟ : چقدر طول میکشد| گرفتم: گیرم، بر فرض| مِهر‌گُسِل: قطع کنندهٔ رشتهٔ محبت، بی‌وفا| با: به رَغمِ| بیخ: ریشه| «که» در بیت ۹ : «تا»| گُل‌آکَنْد: پر از گل| سودا: خیال| کاه‌برگ: برگِ کاه| طاقت آهم نماند: مرا توانایی آه کشیدن نماند، دیگر نای آه کشیدن هم ندارم| خلق: مردم| 

Show more...
4 weeks ago
2 minutes 59 seconds

saadia / سعدیا
این تویی یا سرو بستانی به رفتار آمده‌ است-غزل 59

موسیقی: پیمان یزدانیان|


این تویی: در چاپ یغمایی «آن تویی» آمده| رفتار: راه رفتن، حرکت| مَلک: فرشته| در صورت مردم: به شکل انسان| نقشِ دیوار: کنایه از انسان یا چیزِ بی‌روح| دردمند: در اینجا «غصّه‌دار»| خاصه: به خصوص| تا نَپِنداری: مبادا خیال کنی| 

Show more...
1 month ago
2 minutes 45 seconds

saadia / سعدیا
اتفاقم به سر کوی کسی افتاده‌ست-غزل 58

موسیقی: مهبد شفیع نژاد|


اتّفاقم...افتاده است: برای من چنین پیش آمده |بسی: بسیار| مرغان چمن: کنایه از بُلبُلان| نَفَسی: یک نفس| اَنگَبین: عسل| «هیچکس» عیبِ هوَس...: [روایت چاپ فروغی] / «همه‌کس» عیبِ...: روایت چاپ یغمایی| پراکنده: پریشان| گوی: توپ بازی چوگان
Show more...
1 month ago
1 minute 43 seconds

saadia / سعدیا
هر صبحدم نسیم گل از بوستان توست-غزل 57

موسیقی پیمان یزدانیان|


الحان: جمع لحن،نغمه‌ها| چون: وقتی| جان‌بخش: زنده‌کننده| دلفریب: دلرُبا| یوسف: پسر یعقوب که در زیبایی مثل است| مُلکِ ملاحت: پادشاهی کشورِ زیبایی| در نظر آمد: دیده شد| نشان: خبر| رشک: حسادت| روح‌پرور: دلنواز| مگر: لابُد| عَنبَرفشان: مُعَطَّر| پرهَن قبا کردن: کنایه از پاره کردن پیراهن| کَمر: کمربند| میان: کمر

Show more...
1 month ago
2 minutes 31 seconds

saadia / سعدیا
ای کآب زندگانی من در دهان توست-غزل ۵۶

موسیقی: پیمان یزدانیان|


کاب: که آب| هلاک: مرگ| ظاهر: آشکار| کمان: استعاره از «ابروی معشوق»| بُرقَع: نقاب| کین: که این| تعظیم: بزرگ داشتن| یک نظر به گوشهٔ چشمِ ارادتی: نگاهی حاکی از کوچکترین نشانهٔ دوستی و محبَّت| حُکم از آنِ توست: حُکم، حکمِ توست| خَلق: مردم| صاحب: دوست، یار| زین بِهْ: «بِه» اینجا ایهام دارد، هم به معنای «بهتر» است (از این بهتر)و هم به معنای میوهٔ «به» است که در اینجا استعاره از «چانهٔ معشوق» است| جُرم: گناه

Show more...
1 month ago
2 minutes 16 seconds

saadia / سعدیا
مجنون عشق را دگر امروز حالت است-غزل 55

موسیقی: پیمان یزدانیان|


دِگَر: دیگر، متفاوت| حالت: حال، وضع| کِسْلام: که اسلام| ضَلالت: گمراهی| تُرُش کند: رو تُرش کند، اخم کند| شکیب: صبر| مَلالت: بیزاری| عَذرا: معشوقِ وامق| وامق: عاشق| رسالت: پیام| مُطرب: موسیقی دان| مدَّعی: کسی که به نا حق ادعای دانش کند| خاکِ او: خاکِ در خانه معشوق| حوالَت کند: بِسپارد، واگذار کند| گر سر قدم نمی‌کنمش: ضمیر «ش» متعلق به قدم است، اگر سر خود را در قدمش نکنم| خجالت: سرافکندگی| ضایع است: تَلَف شدن| بَِطالَت: در اینجا «بیهوده‌گویی»| تَعَنُّت: آزار| اِستِمالت: دلجویی| نقش: در اینجا «نوشته»| جهالت: نادانی

Show more...
1 month ago
2 minutes 39 seconds

saadia / سعدیا
سرو چمن پیش اعتدال تو پست است-غزل 54

موسیقی: پیمان یزدانیان|


اعتدال: در اینجا یعنی راستی و موزونی| بازار شکستن: کنایه از، از رواج و رونق انداختن| شمعِ فلک: خورشید| خسته‌ست: مجروح شده| روحانی:دارای پارسایی و صفا| دواب: چهارپایان| کَبَسْت: زهرْگیاه، زهر

Show more...
1 month ago
2 minutes 18 seconds

saadia / سعدیا
دیدارِ تو حلِّ مشکلات است-غزل 53

موسیقی: کریستف رضاعی|


دیدار: چهره| خلافِ مُمکنات است: بر خلاف امورِ ممکن است| دیباچه: در اینجا یعنی «روی و چهره»| بَدیع: بسیار زیبا، در چاپ یغمایی «لَطیفت» آمده| هنوان: سرآغاز| خِضْر: بنا به روایات کسی است که به سَببِ نوشیدن آبِ حیات عُمر ابدی یافته|گفتی: می‌گفت| نِهْ: بُگذار| دعوی‌بِکُنی: ادعا بکنی| از قِبَل تو: از کنار تو| طیّبات: چیزهای پاک| صورت: چهره| مُبطِلِ صَلات: باطل کنندهٔ نماز| آخِر: (قید) در اینجا بیانگر التماس است| دولت: ثروت| بِسوخت: تلف شد| فُرات: نام رود است
Show more...
2 months ago
1 minute 40 seconds

saadia / سعدیا
آن ماه دو هفته در نقاب است؟یا حوریِ دست در خضاب است؟-غزل 52

موسیقی: پیمان یزدانیان|


خضاب: هر موادی که با آن مو و سر و صورت و پوست را رنگ میکردند، مانند حنا| خطاب: رویاروی سخن گفتن| چشم بر چیزی بودن: کنایه از منتظر بودن| کباب بودن دل: کنایه از به شور و هیجان آمدن| مَمرِّ سیلاب: گذرگاه سیلاب، آب‌رو| خیل: قبیله | فی‌ منظرکِ النَّار و الّیل: روز و شب در چهره‌ی توستدواب: چهارپایان|صواب: صحیح، درست| ثواب: کار نیکو| گُل‌بُن: بوتهٔ گل| قلندر: درویش| معاشران: دوستان| ابنای زمان: مردمِ روزگار| خیره:حیران و سرگشته| پوییدن: رفتن|

Show more...
2 months ago
3 minutes 54 seconds

saadia / سعدیا
آن نه زلف است و بناگوش که روز است و شب است-غزل 51

موسیقی: مسعود شعاری|


بُناگوش: نرمهٔ گوش| وَهم: تصوّر| اندر سخن آمدن: شروع به سخن گفتن| آتشِ روی: [تشبیه صریح] سرخی و برافروختگی چهره| حَطَب: هیزم| قضا: حکم الهی| نمی‌یارم: نمی‌توانم، جرأت نمیکنم| نه طریق ادب اسب: شرطِ ادب نیست| قَصَب: نوعی پارچه ظریف که از کتان نرم می‌بافند

Show more...
2 months ago
7 minutes 49 seconds

saadia / سعدیا
بدون تدوین غزل-41 تا 50

بدون تدوین|


غزل 41 تا 50

Show more...
2 months ago
21 minutes 12 seconds

saadia / سعدیا
عشق ورزیدم و عقلم به ملامت برخاست-غزل 50

موسیقی: حسام صدفی نژاد|


عشق ورزیدن: عاشقی کردن| ملامت: سرزنش| برخاستن: شروع کردن| برخاستن(مصرع دوم): از میان رفتن| شاهد: زیبارو| به خلوت بنشست: خلوت کرد| که: چه کسی| برانگیخت: در اینجا یعنی «به تاخت درآورد»| سَمند: اسب تیزرو، اسب مایل به رنگ زرد| عشق(بیت چهارم): در چاپ یغمایی «وَجْد» آمده| صَلاح: پرهیزگاری| مستوری: در لغت به معنای «پوشیدگی»، در اینجا معنای مجازی آن یعنی« پاکدامنی»| گُلْبُن: بوته‌ی گل، «گلبُنِ خندان» کنایه از «معشوق خوش‌رو»| غرامت: تاوان، زجر| دی: دیروز| زمانی: مدتی| به تَکَلُّف: در اینجا یعنی «از روی اکراه»

Show more...
2 months ago
1 minute 43 seconds

saadia / سعدیا
خرم آن بقعه که آرامگه یار آنجاست-غزل 49

موسیقی: پوریا اخواص، کاوه صالحی|


خُرّم: در اینجا یعنی «خوشا»| بُقعه: در اینجا به معنای مطلقِ «جا، سرزمین، ناحیه»| دلِ بیمار: [بیماری دل عشق است] دلی که مبتلا به عشق است| صورتِ‌بی‌جان: جسمِ بی‌روح| عیّار: حیله‌گر| سَقیم: بیمار، ناخوش| مُقیم: ساکن، ماندگار| چه‌کُنی: به چه کارت می‌آید| احرار: جمع حُرّ، آزادگان، «احرار» به معنای «ایرانیان» هم هست

Show more...
3 months ago
3 minutes 22 seconds

saadia / سعدیا
صبر کن ای دل که صبر سیرت اهل صفاست-غزل48

موسیقی: حسام ناصری|


سیرت: روش| اهلِ‌صفا: پاک‌دلان| احتمال: تحَمُّل| شرط: لازمه| مالِکِ‌رد‌وقبول: صاحب اختیار| بِنَوازد: نوازش کند| هنوز: کماکان| جَزَع: زاری،[بندگان کماکان به دعا و زاری می‌پردازند]| قَفا: پسِ گردن،(در معنای مجازی) پُشتِ سَر| بَرقِ یَمانی: برقی که از جانب یمن بدرخشد(مطلع ستارهٔ سُهیل)و آن دلیل باران است، در شعر عاشقانه به خصوص شعر عرب میان برق(آذرخش، درخشش ابر پیش از باران) و عاشق رابطه عمیقی است| مُحَقِّق: در اصطلاح صوفیان کسی که حقیقت اشیاء بر او آشکار شده| یک دَمهِ: یک لحظه| دردِدل: در اینجا غم و اندوه نهفته در دل| چه دعوی کند: چه ادعایی می‌تواند داشته باشد؟| گرتوقَدم‌می‌نهی: اگر تو قدم رنجه‌ میکنی و پا پیش می‌گذاری| خوف: ترس| رجا: امید| دِرَم: سکه‌ٔ نُقره| کیمیا: ماده‌ای که فلزِ بی‌ارزش را به طلا تبدیل می‌کند|

Show more...
3 months ago
2 minutes 45 seconds

saadia / سعدیا
سلسلهٔ موی دوست حلقه دام بلاست-غزل 47

موسیقی: مهبد شفیع نژاد|


فارق: بی‌خبر | ماجرا: آنچه اتفاق افتاده| تیغ: شمشیر| بی‌دریغ: بی‌مضایقه، و در اینجا یعنی « دریغ ندارم و مضایقه نمی‌کنم»| نظر: چشم| صد چو مَنَش خون: خونِ صد نفر مانند من| حیف نباشد: نارَوا نیست، بجاست| که: زیرا| دوست‌تر: عزیزتر| مُشتاق: در روایت فروغی«دَعویِ‌ عُشّاق»| نخواهد: لازم نمی‌داند| مایه: در اینجا «قوام و بنیاد و اصل»| دل‌شُده: عاشق| پای‌بَند: اسیر| زهره: جرأت، در چاپ فروغی «زهره گفتار نه» آمده| گردَنِ‌جان: [ اضافه استعاری]| مالکِ مُلکِ وجود: کنایه از خداوند| حاکم: داور| نیام: غلاف| درافکن: اینجا یعنی «بریز»، در چاپ فروغی«برافکن» آمده| کز قِبَل ما: زیرا از جانب ما| بِگُدازی: بسوزانی| هر چه برآید: هر چه سر بزند| گو: در اینجا یعنی«بگذار، چه باک»

Show more...
3 months ago
2 minutes 30 seconds

saadia / سعدیا

|خوانش غزلیات سعدی


هر اپیزود شامل یک غزل تدوین شده با موسیقی از یک آهنگساز ایرانی است


|

در پایان هر ۱۰ غزل یک فایل شامل ۱۰ غزل پیشین بدون موسیقی منتشر میشود