می دونی چرا همه ما به آموزش مهارت های فروش نیاز داریم؟
چون ما همگی مشتری هم هستیم و برای ارئه خدمات٬احساسات و دانشمون نیاز به آموزش مهارت های فروش داریم.پس اگه می خوای مهارت های فروش رو هنری کسب کنی با فروغکسب همراه شو...
می دونی چرا همه ما به آموزش مهارت های فروش نیاز داریم؟
چون ما همگی مشتری هم هستیم و برای ارئه خدمات٬احساسات و دانشمون نیاز به آموزش مهارت های فروش داریم.پس اگه می خوای مهارت های فروش رو هنری کسب کنی با فروغکسب همراه شو...
رها کردن همیشه آسون نیست.گاهی دل کندن از یک رابطه ی عاطفی،یک شغل،یا حتی یک دوستی قدیمی،سخت تر از هر چیز به نظر می رسه.
اما موندن در چیزی که روح و روانت رو فرسوده می کنه بهای سنگین تری داره.
در اپیزود ۱۹ فروغکسب با هم درباره ی یکی از مهم ترین درس های زندگی حرف می زنیم:
اینکه چطور به موقع رها کنیم،تا فرصت دوباره برای رشد،آرامش و شروع های تازه پیدا کنیم.
گاهی برای شنیدن، باید سکوت کرد.
در هیاهوی جهان، همین مکث کوتاه میتونه راهی باشه برای دیدنِ عمیقتر، شنیدنِ واقعیتر، و فهمیدنِ چیزی که در یک سکوت آرام پنهان مونده.
بعضی جاها ...فقط با تو پر می شن،نه چون بقیه بلد نیستن بیان و بمونن،چون اون جای خالی،شکل توئه.....با صدای خنده ات،با نگاهت ،با بودنت اون جاهای خالی پر شدن.
و عجیب اینه که آدم ها میرن،ولی جای خالی شون می مونه،اون جای خالی نه پر می شه نه فراموش،فقط کم کم یاد می گیریم کنارش زندگی کنیم.
کی جای تورو پر می کنه؟
شاید هیچ کس،
شاید خودمون،
وقتی بالاخره بفهمیم که بعضی نبودن ها،بخشی از بودن ماست.....
گاهی مشتری خرید می کنه،ولی ته دلش هنوز مردده.
توی این اپیزود می فهمیم چرا بعضی فروش ها بدون رضایت واقعی اتفاق می افتن و چطور میشه مشتری رو بعد از خرید هم قانع و راضی نگه داشت.
تا حالا شده یه کاری رو نصفه رها کنی و تا وقتی تمومش نکردی،ذهنت ولش نکنه؟
آره ....این یه باگه توی مغزمونه،به اسم اثر زایگارنیک.
تو این اپیزود می گم چطور همین باگ رو می تونی تبدیل کنی به یه ابزار قدرتمند برای جذب مشتری،قلاب زدن توی محتوا،حتی تاثیرگذاری توی رابطه ها.
یاد بگیر چطوری نصفه کاره گفتن می تونه ذهن مخاطب رو بندازه دنبال تو.
همیشه در دسترسی؟همیشه پایه ایی؟
شاید فکر می کنی این یعنی علاقه،اما بعضی وقتا یعنی حراج شدن.
تو این اپیزود از فروغکسب،درباره ی مزر باریک بین جذاب بودن و دم دستی شدن حرف می زنیم.
چرا گاهی لازمه عقب بایستی.....تا دلشون تنگ بشه برات.
توی بازار بی رحم امروز،لازم نیست برای بردن،کسی رو ببازی
این اپیزود یه دعوت به بردن با احترامه
با هم رشد کنیم،نه علیه هم
وقتی برای جا شدن، باید خودتو قیچی کنی… شاید وقتشه جا عوض شه، نه تو
این اپیزود برای اوناییه که بهشون گفتن زیادیان: زیادی حرف میزنن، زیادی میخوان، زیادی خودشونن
اگه تو هم یه روزی گوشهی دلت لرزید از اینکه “نکنه واقعاً زیادیام؟”، این صدا برای توئه
هیج وقت برات پیش اومده که همه چیز سرجاش باشه،اما باز صدای پای مشتری نیاد؟
نه کم کاری کردی،نه راه رو اشتباه رفتی....
اما خریداری نیست.
شاید قصه جای دیگه ایی گره خورده؛جایی که کمتر کسی سرک کشیده.
در این اپیزود از فروغکسب با نگاهی تازه و بی تعارف،رد دلیل هایی رو می گیریم که اغلب پشت صحنه پنهان می مونن.
روایتی صمیمی،با طعمی از تأمل.
تله تخصص؛ وقتی دانستههامون سد راه مون میشن
ما سالها تلاش میکنیم تا در کاری متخصص بشیم؛اما گاهی همین تخصص، ما رو در قفسی از دانستههای گذشته زندانی میکنه
در این اپیزود، به بررسی «تله تخصص» میپردازیم؛جایی که تخصص به جای راهگشا بودن، مانعی برای رشد و نوآوری میشه.
با فروغکسب همراه شو تا راههای رهایی از این تله رو یاد بگیریم و دوباره مسیر پیشرفت را هموار کنیم
نه گفتن یه مهارته نه بی ادبی
تو دنیایی که همیشه ازمون خواسته شده که بله گو باشیم-از خانواده و مدرسه گرفته تا محل کار و روابط-یاد گرفتن اینکه چطور قاطع،محترمانه و آگاهانه نه بگیم،خودش یه جور شجاعته.
این اپیزود از فروغکسب،قراره سراغ همین موضوع بره؛از ترس هامون برای رد کردن درخواست ها،تا فشارهای اجتماعی و ترس از قضاوت شدن.
اینجا یاد می گیریم چرا نه گفتن می تونه دروازه ای باشه به سمت احترام به خود،مدیریت انرژی،و ساختن مرزهای سالم-چه توی فروش،چه توی ارتباطات شخصی،و حتی تو مسیر رشد فردی و حرفه ایی،اگه همیشه احساس می کنی نه گفتن یه جور خیانت به دیگرونه یا نگران این هستی که بعدش تنها بمونی،این اپیزود برای تو هست.
پیش از آنکه دستی در جیب برود و خریدی رقم بخورد،قلب باید تپشی از تعلق حس کند.
پیش از آنکه معامله ای شکل بگیرد،باید رویایی در ذهن مشتری شکل گرفته باشد؛رویای داشتن،رویای بودن،رویای لمس کردن چیزی که هنوز نخریده،اما انگار از آن اوست.
در این اپیزود از فروغکسب از جادویی می گوییم که در دل کلمات و رفتارهاست؛جادویی به نام ایجاد حس مالکیت پیش از خرید.
همراه من باش تا با هم رمز این حس را باز کنیم و یاد بگیریم چگونه مشتری را پیش از آنکه خرید کند عاشق داشتن کنیم.....
یه راز،فقط یه حرف نیست یه اعتماد سپرده شده است .
ما هر روز تو رابطه هامون چک های نانوشته ای از اعتماد دریافت می کنیم.ولی فقط یه کلمه ی نا به جا،یه جمله ی بی هوا،می تونه تمام این سرمایه رو دود کنه ببره.
توی این اپیزود از فروغکسب،درباره رازداری حرف می زنیم.
نه به عنوان یه فضیلت اخلاقی،بلکه به عنوان یه ستون اساسی توی رابطه های حرفه ایی،انسانی و عاطفی.قراره با هم یاد بگیریم که چطور آدم امن رابطه هامون باشیم.
اعتراض مشتری پایان ماجرا نیست،شروع یه فرصت تازه ست.
وقتی مشتری سوال می پرسه یا مخالفت می کنه،در واقع داره یه شانس دوباره به ما میده ،یه فرصت برای اینکه بهتر توضیح بدیم،اعتمادشو جلب کنیم و نشون بدیم پیشنهادمون واقعا به دردش می خوره.
خطای اثر هاله ایی میگه آدمها جزییات رو می بینن و در مورد کلیات تصمیم می گیرن.
میگه کسی که ظاهر زیبا و آراسته ایی داره بقیه بیشتر تلاش می کنن که رضایتش جلب بشه و از خطاهاش به راحتی عبور می کنن.
می خوایم در این اپیزود بگیم چطور می تونیم از این خصوصیت و ویژگی ذاتی بشریت استفاده کنیم تا توجه و موافقت مشتریمونو بیشتر جلب کنیم.
هرگز به حافظه ات اعتماد نکن.همه چیو یادداشت کن تا محقق بشه.
وقتی قول میدی یادداشت کن
یادداشت کن که بتونی سروقت به قولت عمل کن.
به قولت عمل کن که اعتماد خودتو و مشتریتو جلب کنی
صداقت زبون مشترک دل هاست.وقتی با راستگویی صحبت می کنیم٬فاصله ها کوتاه میشه و اعتماد بین آدم ها شکل می گیره.
شاید گاهی نتیجه کوتاه مدت صداقت داشتن مطلوب و دلچسب نباشه ولی تجربه زیسته همه ما ثابت کرده در دراز مدت نتیجه همیشه عکس میشه...
می دونی چرا همه ما به آموزش مهارت های فروش نیاز داریم؟
چون ما همگی مشتری هم هستیم و برای اینکه بتونیم خدمات٬احساسات و دانش خودمونو به بهترین شکل ممکن ارائه بدیم باید مهارت های فروش یا بهتر بگم مهارت های زندگی را کسب کنیم.
پس اگه می خوای مهارت های زندگی رو هنری یاد بگیری با فروغکسب همراه شو....
با ایجاد حس همدلی و درک احساسات٬افکار و تجربیات مشتری می تونیم اولین قدم برای ساختن یک رابطه سالم و پایدارو برداریم.
در واقع داشتن حس همزادپنداری لازمه خلق اعتماد بین فروشنده و مشتری ست.